احمد بن محمد ميبدى
564
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
8 - عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً . اميد است كه خداوند بر شما رحمت كند و ببخشايد و اگر بازپس گرديد ما نيز برگرديم ( و عقوبت كنيم ) و ما دوزخ را زندان كافران ساختيم . 9 - إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً . اين قرآن راهنمائى مىكند راهى را كه راستتر است و مؤمنان را بشارت مىدهد يعنى كسانى كه كارهاى پسنديده و نيكو كنند كه پاداش آنها مزدى بزرگ خواهد بود . 10 - وَ أَنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً . و آنان كه به روز رستاخيز ايمان نياورند ، عذابى دردناك براى آنها ساختيم . 11 - وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا . مردم براى خود بدى خواهند در نيك خواستن براى خويش ! و آدمى شتابزده است تا باشد . 12 - وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا . ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم ( از قدرت خويش ) شب را تاريك و سياه كرديم و روز را روشن و بينا تا به فضل خداوند خويش در پى تحصيل روزى رويد و تا شمار سالها و راست داشتن حسابها را بدانيد و ما هر چيزى را از هم باز كرده و گشاده نموده از يكدگر بازكردنى . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 2 - وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً . آيه . بسيارى ذكر موسى در قرآن دليل بر محبّت و اكرام خداوند نسبت به اوست چنان كه به موسى فرمود : وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي . يعنى من دوستى خود را بر تو افكندم ، از اين سبب خداوند در قرآن : ذكر موسى ، ميقات او ، طور او ، وعدهء او ، غربت او ، مناجات او ، برادر او ، خواهر او ، مادر او ، همراه او ، درياى او ، فرعون او ، رنج او ، نواخت او ، همه آورده است ! ! و هيچيك از اوضاع و احوال موسى در قرآن فروگذار نشده و مؤمنان به شنيدن و خواندن آن شاد مىشوند تا بدانى كه ياد كرد بسيار ، بار درخت دوستى است و نشان راه دوستى ! 4 - وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ . آيه . حكم رانديم و كار از غيب بيرون آورديم تا به خلق بنمائيم كه آنهمه ما بوديم و همه مائيم ، در ازل ما بوديم و در ابد مائيم ، نيك و بد به ارادهء ما است ، سود و زيان به تقدير ما است ، كائنات محكوم و مقهور تصريف ما است ، از ازل تا جاودان ، علم ما بر همه روان ، و ما را بر همه حكم و فرمان ، وجود و عدم خلايق بر درگاه جلال ما يكسان ، نه در هستى آنان ما را منفعت ، و در نيستى آنها ما را مضرّت ، و نه كمال عزّت ما را به طاعت شما حاجت ! 7 - إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها آيه . اگر خوبى كرديد ثواب آن را كسب كردهايد و اگر بدى كرديد عذاب آن را جلب كردهايد . جلال عزّت احديّت و كمال جمال صمديّت از آن عزيزتر و پاكتر است كه به طاعت مطيعان ، او را خوبى بود يا از معصيت عاصيان او را بدى باشد ، اگر نيكمرد آئى ، خود را سود كنى ! و اگر بد مردى باشى بر خود زيان آرى . اين آيت اشاره به درجهء عامّهء مؤمنان است در كارهاى خودشان و گرنه خواص كارهاى خاص دارند چنان كه : بايزيد گفت : هركس براى خود كارى كند ، براى خدا كارى نكرده ! و هركس براى خدا كارى كند براى خود كارى نكرده و خود را نديده است ! يكى از بزرگان عرفاء گويد : كاركنان در دنيا چند قسمند : و هركدام در كار كردن از راه كار خود لذّت و نتيجهاى را طالبند ! چنان كه نادان از راه غفلت و كارگر از راه عادت ، و ترسو از راه بيم ، و متوكّل از راه فراغت و زاهد از راه خلوت و دوست از راه محبّت ، لذّت برند و هيچيك از آنها از راه خدا و براى خدا كار نمىكنند مگر شمار بسيار كمى از آنها !